تبلیغات
علی سعادتی(شهرستان زرندیه)
02:24 ب.ظ
79
بر سر «سلام» در دنیا چه آمد و چرا؟ ما نیز درس بگیریم

«سلام» که اولین مبادله کلمه در ارتباطات بود، سیر تحول عجیب و قابل توجهی دارد که البته این نه تنها اتفاقی طی نشده است، بلکه کاملاً هدفدار و طراحی شده متحول گردیده است. ممکن است گمان شود که «سیر تحول سلام» در فرهنگ‌ها و گویش اقوام متفاوت، مطلب مهمی نیست؛ اما از قضا بسیار حایز اهمیت و تعیین کننده است. و ما باید از این دقت، تلاش و جدیت [که حتی از یک کلمه‌ی به ظاهر ساده نیز نمی‌گذرند]، درس بگیریم.

ایران پی ان – یادداشت / سلیم: از زمانی که حضرت آدم علیه‌السلام خلق شد، اولین کلمه در ارتباط انسان با جهان بیرون و به ویژه با دیگر همنوعان، «سلام» بود، چرا که آموزه‌ی خداوند متعال به بشر بوده است.

«سلام» از اسمای خداوند متعال است، و معانی گوناگونی بر آن مترتب است که به طور خلاصه می‌توان گفت: سلامتی کامل که مستلزم دوری از هر گونه نقص و آسیب است می‌باشد. چنان چه نام «اسلام» نیز از همین ریشه گرفته شده و همه ادیان نزد خداوند متعال «اسلام» نام دارد.


میزان «امنیت» بشر در شئون متفاوت زندگی معنوی و مادی، متناسب به میزان «سلامت» اوست و اگر کسی کاملاً سالم شد، کاملاً در امنیت قرار می‌گیرد. میزان سلامتی نیز متناسب با میزان تسلیم در مقابل سلام و سلیم (خداوند متعال) است؛ پس اگر کسی کاملاً تسلیم شد، مؤمن می‌گردد (از انواع گزندها در امنیت قرار می‌گیرد) و هنگامی که این سفر را به پایان رساند، مستحق سلامتی و امنیت کامل و دائمی می‌گردد، لذا به هنگام ورود به بهشت، ملائک به استقبال او آمده و به او می‌گویند: به سلامت و در امنیت وارد شوید:

«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ * ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ - بى‏گمان پرهیزگاران در باغ‌ها و چشمه‏سارانند * [به آنان گویند] با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید (الحجر، 45 و 46)»

سلام در میان گذشتگان:

مردمان اقوام متفاوت، از گذشته تا همین یک قرن پیش، وقتی با یک دیگر روبرو می‌شدند، اولین ارتباط را با کلمه «سلام» آغاز می‌کردند و نام خدا را بر یک دیگر خوانده و بدینوسیله به محض ارتباط، برای یک دیگر آرزوی اسلام، سلامتی، ایمان و امنیت و در نهایت عاقبت به خیری می‌کردند.

این واژه در میان تمامی اقوام رایج بود که گاه عیناً آن را به کار برده و گاه معنای آن را در زبان خود بیان می‌داشتند.

حتی انگلیسی‌ها از واژه‌ی «salaam » و فعل «salutation» استفاده می‌کردند. آلمانی‌ها تا نیم قرن پیش به هنگام ارتباط با یک دیگر نام خدا را خوانده و «Groß Gott»  (سلام خدا) می‌گفتند و هم اکنون نیز برخی از مسن‌ترها در آلمان و به ویژه اتریش، بر آن اصرار دارند، و همین طور بود در زبان‌های دیگر.

حتی انگلیسی‌ها از واژه‌ی «salaam » و فعل «salutation» استفاده می‌کردند. آلمانی‌ها تا نیم قرن پیش به هنگام ارتباط با یک دیگر نام خدا را خوانده و «Groß Gott»  (سلام خدا) می‌گفتند و هم اکنون نیز برخی از مسن‌ترها در آلمان و به ویژه اتریش، بر آن اصرار دارند، و همین طور بود در زبان‌های دیگر.

سیر تحول و قربانی شدن سلام:

پس از آن که به بهانه‌ی رنسانس و جنگ با کلیسا، قرار شدن فرهنگ‌ها کاملاً دین‌زدایی شوند و به ویژه پس از رسمیت و تشکل سازمانی یافتن شیطان‌پرستی در قالب فراماسون و حکومت این تشکیلات شیطانی بر اروپا و امریکا و ...، ابتدا «سلام» مورد حمله قرار گرفت و قربانی شد، چرا که باید «خدا» در اندیشه و فرهنگ مردمان حذف می‌شد. چنان چه در سایر محاورات نیز سعی می‌شود سهم خدا از هر گونه حضور و دخالتی حذف شود. مثلاً می‌گویند: «خشم طبیعت» و یا در فیلم‌های مربوط به زیست و حیات، از نظم کهکشان‌ها گرفته تا جانوران و گیاهان، اراده و تصمیم در ایجاد خلق و برقراری نظم در آنها، به طبیعت تعلق گرفته و هیچ نامی از خدا به میان نمی‌آید. مثلاً می‌گویند: فلان گروه از جانوران تصمیم گرفتند وارد آب شده و آبزی گردند و یا تصمیم گرفتند به خشکی نیز بیایند و دو زیسته شوند.

مرحله اول در سیر تحول سلام:

ابتدا سلام در زبان انگلیسی حذف شد و جایش را به واژه‌ی واژه‌ «hallo» که اصلش «hullo» بوده داد.

واژه‌ی‌ «hallo»، ابتدا در سال 1833، یعنی کمتر از 35 سال پس از تاریخ انقلاب فرانسه و رنسانس، در کتابی به نام «‌The Sketches and Eccentricities of Col. David Crockett» توسط نویسنده‌ی امریکایی مطرح شد و به سرعت در مطبوعات لندن به کار گرفته شد و در سال 1860، توسط عامه مردم مورد استفاده قرار گرفت.

مرحله دوم در سیر تحول سلام:

اما در هر حال واژه‌های (holla, holloa, halloo, halloa) نیز همه از واژه‌ی الله (Allah) و نیز واژه (EALA) به معنای «حقیقت – حق – خدا» در آنگلو ساکسون گرفته شده بود، لذا باید حذف می‌شد.

از این رو هالو (halloo) نیز به واژگانی چون: « good morning - good afternoon - good evening - good night‌» مبدل گردید و این فرهنگ به سرعت به زبان آلمانی نفوذ کرد و واژگانی چون

: « guten monrgen – guten tag‌» جایگزین گردید و طولی نکشید که به زبان‌های فرانسه و ... نیز رسوخ کرد.

این فرهنگ به سرعت به کشورهای اسلامی آمد. در ایران خودمان نیز توسط رسانه‌ها و از جمله رادیو و تلویزیون، صبح بخیر، روز بخیر و شب بخیر، جایگزین سلام گردید.

این فرهنگ به سرعت به کشورهای اسلامی آمد. در ایران خودمان نیز توسط رسانه‌ها و از جمله رادیو و تلویزیون، صبح بخیر، روز بخیر و شب بخیر، جایگزین سلام گردید.

در فرهنگ عربی این اتفاق در دو مرحله انجام گرفت. ابتدا «صبحکم الله بالخیر – خدا صبح شما را به خیر کند» جایگزین سلام شد و سپس الله‌اش حذف و به «صباح الخیر - لیلة السعیدة» مبدل گردید.

مرحله سوم در سیر تحول سلام:

اما، صبح بخیر، شب بخیر و ... نیز (در هر زبانی که باشد)، طلب خیر و سعادت بود و جنبه‌ی «دعا» داشت، پس این واژگان نیز باید آرام آرام حذف می‌شود. لذا جایش را به واژه‌ی (Hi) داد و ترجمه‌ی عربی (مرحباً) در میان عرب‌زبانان که عمدتاً مسلمان هستند، جایگزی سلام، صبح بخیر و ... گردید.

(Hi) نیز درخواست نوعی بلندی مرتبت و تعالی است [چنان چه به صنعت پیشرفته نیز (HI Technology) می‌گویند.] و ریشه در حمد، ثنا، دعاگویی و تقدس خواهی دارد، پس این واژه نیز باید حذف می‌شد.

از این رو در فرهنگ جدید امریکایی (همانگونه که در گزارشات یا حتی فیلم‌ها مشاهده می‌شود)، هیچ نوع سلامی به هنگام برقراری ارتباط گفته نمی‌شود، بلکه هم دیگر را می‌بینند و با جملاتی چون: «اِه آمدی – خوشحالم می‌بینمت ...» یا حتی بدون این مقدمات، وارد اصل موضوع ملاقات می‌شوند و گفتگو را ادامه می‌دهند. چرا که ارتباطات نیز باید مبتنی بر فرهنگ پسا پست مدرن با حذف کلیه‌ی ارزش‌ها باشد.

متأسفانه تعلیم و رواج این فرهنگ را در رسانه‌های خود نیز شاهدیم. مجری ابتدا مستقیم سخنش را با یک قطعه شعر، شعار یا هر سخن دیگری آغاز می‌نماید و سپس می‌گوید: سلام (یا روز بخیر) شنوندگان عزیز

متأسفانه تعلیم و رواج این فرهنگ را در رسانه‌های خود نیز شاهدیم. مجری ابتدا مستقیم سخنش را با یک قطعه شعر، شعار یا هر سخن دیگری آغاز می‌نماید و سپس می‌گوید: سلام (یا روز بخیر) شنوندگان عزیز! و البته اگر ادامه پیدا کند، این قطعه نیز حذف خواهد شد.

هدف:

این مختصر را نوشتم، تا اذهان عمومی (به ویژه شخصیت‌ها، مسئولین و سازمان‌های فرهنگی) بیشتر توجه داشته باشند که نظام کفر و سلطه، چگونه در فرهنگ‌سازی دقت دارد و چقدر حساسیت و تلاش دارد! حتی از یک واژه‌ی ساده در محاورات نیز نمی‌گذرد، چرا که به خوبی به نقش، جایگاه و اهمیت هر کلمه و واژه یا هر رفتار، در فرهنگ‌سازی پی‌برده است.

آنها جنگ با خدا و اعتقاد زدایی و دین ستیزی را هدف قرار داده‌اند، اما در این جنگ، فقط به ارائه نظریات مدرن، پست مدرن و پسا پست مدرن توسط جامعه‌شناسان بسنده نکرده‌اند، بلکه روی فرهنگ مردم کار می‌کنند. اگر قرار است که خدا و دین حذف شود، هیچ کلمه، نام و یادی از او نباید به میان آید، حتی یک «سلام» یا خیرخواهی به انحای متفاوت. وقتی ادعا شد که خدایی نیست، دیگر «سلام» معنایی ندارد و وقتی ادعا شد خیر و شری وجود ندارد، دیگر خیرخواهی نیز معنایی ندارد.